ارسالکننده : فلق در : 19/10/90 12:44 عصر
روز قسمت بود، خدا هستی را قسمت می کرد.
خدا گفت: چیزی از من بخواهید؛ هر چه که باشد شما را خواهم داد.
سهم تان را از هستی طلب کنید زیرا که خداوند بسیار بخشنده است.
و هر که آمد چیزی خواست
یکی بالی برای پریدن
و دیگری پایی برای دویدن
یکی جثه ای بزرگ خواست
و آن یکی چشمانی تیز
یکی دریا را انتخاب کرد
و یکی آسمان را
در این میان کرمی کوچک جلو آمد و به خدا گفت: خدایا من چیز زیادی از این هستی نمی خواهم! نه چشمانی تیز و نه جثه ای بزرگ، نه بالی و نه پایی، نه آسمان و نه دریا، تنها کمی از خودت، تنها کمی از خودت را به من بده
و خدا کمی نور به او داد .
نام او کرم شب تاب شد .
خدا گفت: آن نوری که با خود دارد بزرگ است. حتی اگر به قدر ذره ای باشد.
تو حالا همان خورشیدی که گاهی زیر برگی کوچک پنهان می شوی .
و رو به دیگران گفت: کاش می دانستید که این کرم کوچک، بهترین را خواست؛
زیرا از خدا جز خدا نباید خواست .
هزاران سال است که او می تابد روی دامن هستی می تابد وقتی ستاره ای نیست چراغ کرم شب تاب روشن است و کسی نمی داند که این همان چراغی است که روزی خدا آن را به کرمی کوچک بخشیده است.
کاش یادمان نرود اگر نوبت ما رسید از او جز او نخواهیم و نجوییم و نگیریم 
کلمات کلیدی :
ارسالکننده : فلق در : 17/10/90 2:4 عصر
روزی مردی خواب عجیبی دید. دید که پیش
فرشته هاست و بهکارهای آنها نگاه می کند. هنگام ورود،
دسته بزرگیاز فرشتگان رادیدکه سخت مشغول کارند
و تند تند نامه هاییرا که توسط پیک ها
از زمین می رسند، باز می کنند و آنها را داخل
جعبه می گذارند. مرداز فرشته ای پرسید: شما چکار می کنید؟
فرشته در حالی که داشت نامه ای را باز می کرد، گفت: اینجا
بخش دریافت است و مادعاها و تقاضاهای مردم از خداوند
را تحویلمی گیریم.مرد کمیجلوتر رفت. باز تعدادی از
فرشتگـــان را دید کهکاغذهـایی را داخل
پاکت می گذارند و آن ها را توسط پیک هایی به زمین می
فرستند.مرد پرسید: شماها چکار می کنید؟ یکی از فرشتگان با
عجله گفت: اینجا بخش ارسال است، ما الطاف و رحمت های خداوند
را برای بندگان به زمین می فرستیم. مرد کمی جلوتر رفت و یک
فرشته را دید که بیکار نشسته است. با تعجب از فرشته پرسید:
شما چرا بیکارید؟فرشته جواب داد: اینجا بخش تصدیق جواب است.
مردمی که دعاهایشان مستجاب شده، باید جواب بفرستند ولی فقط
عده بسیار کمی جواب می دهند.مرد از فرشته پرسید: مردم چگونه
می توانند جواب بفرستند؟فرشته پاسخ داد: بسیار ساده، فقط
کافیست بگویند: خدایا شکر
کلمات کلیدی :
ارسالکننده : فلق در : 14/10/90 5:13 عصر
باران
از پله های ابر
پایین می اید
بی ذوقی نکن
چتر سیاه

کلمات کلیدی :